دیدار درمانی یا مدیریت ریموتی نفتی ها در منطقه ویژه پارس

0
3170597.jpg

پیام بوشهر_ صفیر جنوب (فعال سیاسی – اجتماعی): دیر زمانیست که مسئولین مرکزنشین نفتی و سیاسی برای حل معضلات بزرگترین منطقه گازی جهان از پشت میز خود در تهران و تمرگزگرایی محض مسائل و مدیریت کلان منطقه را راهبری می کنند که این خود یکی از علل تشدید مشکلات و تبدیل آن ها به معضلات لاینحل گردیده  است.

بارها در تمامی ابعاد، خصوصا موضوع نفت و گاز و پتروشیمی شاهد آمد و رفت مسئولین وزارتی برای رفع مشکل به مناطق عملیاتی و ستادی و خوش و بش توام با حق ماموریت های سر به فلک کشیده با مدیران عامل شرکت ها و مدیران نیروی انسانی و مسئولان ناظر، مشکلات را به زعم خودشان حل می کنند.

چندین دهه است از این رویه که نگارنده آن را مدیریت ریموتی می داند، می گذرد و هیچ آبی برای مردم استان بوشهر گرم نشده و محتملا در آینده هم گرم نخواهد داشت.

این رویه در مناطقی که محل استقرار مگاپروژه های صنعت نفت و گاز و پتروشیمی است بیشتر به چشم می خورد. مدیران شرکت ها (خاصه منابع انسانی) ضمن اطلاع از تشریف فرمایی مسئولین بالادستی، چند روز وقت مجموعه را صرف آمارسازی برای بزک کردن منطقه می نمایند.

در این مجال ذکر برخی معضلات دامن گیر نیروها و پرسنل شاغل در منطقه ویژه پارس به عنوان نمونه و مثال اعلای بحث جاری ، خالی از لطف نیست .و  امید دارم با حضور جناب علی مددی و بازرسان نفت در کنار پیگیری های مجدانه نمایندگان و استاندار ،این معضلات با حضور مردم رنج کشیده و نه مدیران جهت ارایه گزارش ،حل گردد.

از دولت های قبل انتظار همکاری در حل مشکلات این قشر زحمتکش را نداشتیم ولی رویکرد دولت سیزدهم بارقه هایی از امید در دل کارکنال روشن نموده است.

اما مشکلاتی که سالهاست بر پیکر کهنه قشر کار و کارگری نشسته هست:

۱- تشکیل کمیته بررسی سوابق تحصیلی و سنواتی شاغلین منطقه ویژه پارس اعم از پالایشگاه و پتروشیمی و سازمان

با توجه به پررنگ بودن لابی برای ورود نیروهای وابسته به مدیران و شاغلین شرکت ها بدون توجه به مدارج و مدارک تحصیلی، نیاز است که تمامی شرکت ها توسط یک کارگروه بومی و مورد اعتماد بررسی شوند.البته از شاغل بودن بازنشستگان  نیز در سمت های مختلف نباید گذشت که فرصت خوبی برای رونق اشتغال و کادرسازی بومی است.

۲-بررسی دقیق درصد اشتغال بومیان

این مهم نیاز به بررسی دقیق دارد و با دقت و رصد میدانی هم می توان دریافت که درصد بومیان شاغل در سطوح میانی و عالی ، بسیار کمتر است از آنچه حول و حوش اشتغال ۵۰ درصدی بومیان گفته می شود . هر چند عمده این بومیان نیز بصورت شرکتی در  شغل های آبدارچی و نظافتچی و فیتر و بطور کلی در سطوح  پایین اشتغال دارند. 

۳-تشکیل کمیته حقوق و دستمزد

این مورد به همراه امکانات رفاهی و خوابگاهی از مهمترین موارد تبعیض آمیز کارکنان می باشد .موردی که در دستور جدید اوجی وزیر نفت به سازمان منطقه ویژه دیده می شود و احتمالا در حد مکاتبه درمانی خواهد ماند . پیشنهاد می شود این کمیته بطور سالیانه حضور میدانی داشته و روند حقوق دهی شرکت ها را با بررسی قرارداد نفرات در موعد امضا دنبال کند تا از اجحافات عدیده  و کسورات غیر قانونی جلوگیری بعمل آید.ضمن اینکه  معادل سازی حقوق کارکنان پیمانی و رسمی تبعیضی دیگر و در اولویت بعدی قرار دارد. 

۴-تشکیل کارگروه انتصابات

انتصابات این شرکت ها بدور از انصاف و صرفا با لابی های پایتخت نشینان انجام می شود.در توضیح این بند باید عرض نمود که مالکیت عمده شرکت های این منطقه در اختیار هلدینگ های شستا،شستان،پتروفرهنگ،پارسیان سپهر،خلیج فارس،باختر و.. است. و مثال عینی آن شستا است که عمده انتصابات آن بواسطه ارتباط با شخص منتصب به مقامات سیاسی سابق اتفاق می افتد .مورد دیگر هلدینگ خلیج فارس است که وضعیتش از شستا بهتر است ولی باز هم جای بررسی دارد.

۵-تعیین کمیته ای بومی جهت بررسی دقیق اساس نامه و مصوبات اشتغال بومیان

 هلدینگ ها عموما برای تکمیل چارت شرکت های خود ، نیروهایشان را با لابی از یک شرکت به شرکت جدید به شرایط بهتر انتقال می دهند و اصولا مجرای استخدام بومیان بواسطه این لابی ها بسته می شود واگر هم انتصاب یابند شرایطشان بسیار متفاوت از دردانه های هلدینگی است.

۶-نیاز به تغییر جدی در مدیران و سطوح عالی شرکت های منطقه فارغ از بومی یا غیر بومی بودنشان

این مدیران عناد خود را نسبت به  توسعه استان به کررات به منصه ظهور گذاشته اند که یک مثال آن شورای راهبردی پتروشیمی های منطقه ویژه پارس است که به نظر می رسد تشکیل شده تا خیلی شیک  در تخصیصات خساست ورزند و عملا اثری از شورا در توسعه استان و منطقه نباشد. نیاز است با مدیران ارزشی و حتی الامکان بومی و تاکیدا ساکن استان جابجا شوند تا دیدگاه توسعه استان بوشهر بر تارک این شرکت ها بیش از پیش نقش ببندد.

۷-عدم استقرار دفاتر مرکزی شرکت های نفت و گاز و پتروشیمی در استان بوشهر

شرکت های نفتی اصولا درامدشان در منطقه ولی دفتر مرکزی آن ها در تهران بوده که اکثرا بصورت پروازی تردد می نمایند که احتمالا شان خود را در اسکان و هم زیستی با مردم نجیب استان بوشهر نمی بینند.انتقال دفاتر مرکزی و حساب های این غول های تولید ثروت به استان بوشهر ضمن توسعه ی استان ،خود باعث نزدیکی بیش از پیش این مدیران به مردم رنج دیده بوده و دسترسی آسان تری را برای پیگیری موارد عدیده اشتغال از این مدیران نصیب مردم خواهد کرد.

از آنجایی که قصد نگارنده کمک به توسعه استان در حد توانش است ذکر این چهار موضوع را نیز لازم می دانم که می تواند پیشران توسعه استان باشد و از نمایندگان مجلس و دولت انتظار پیگیری دارم:

۱-استانداری ویژه
۲- افزایش تلاش نمایندگان استان  
۳- فشار به نفت برای ایجاد شهرک تولیدی اقلام مصرفی شرکت های منطقه ویژه و همچنین شرکت های پایین دست زنجیره پتروشیمی در استان بوشهر
۴- تشکیل کمیته اصولی نظارت بر مسئولیت های اجتماعی
۵-تخصیص قسمتی از یارانه ی خوراک صنعت پتروشیمی که رانتی را بالغ بر ۵۰هزار میلیارد سالیانه به جیب این شرکت ها سرازیر می کند و اگر سالیانه مقداری به استان اختصاص می یافت می توانست چهره استان را دگرگون سازد.

استان بوشهر ثروتمندترین و پردرآمدترین منطقه کشور است و اینکه بجز صنعت انرژی حتی خاک اش نیز صادر می شود دل هر دردمندی را بدرد می آورد که جوانانمان مجبور به انتخاب شغل خطرناک شوتی بجای اشتغال ابرومند در صنعت هستند، هر چند که درآمد شغل شوتی بر اشتغال محنت بار این صنعت ارحجیت دارد.

عدم توسعه متوازن این استان، نتیجه اهمال و همراهی و سهم خواهی مسئولان و نهادهای درون استانی با این شرکت ها و در کل صنعت است واستدعا دارم در این دولت که از آن بعنوان ابروی انقلاب یاد می شود یک بار مسئولان دولتی و فعالین اجتماعی پشت همدیگر و متحد در کنار استاندار و نمایندگان بسیار دلسوز مجلس قرار گرفته و این مشکلات را تا حدالامکان مرتفع نمایند که  در غیر این صورت بیم آن می رود که  این استان با این همه ثروت با شیب بیشتری به سمت عقب ماندگی های سیاسی، اجتناعی و اقتصادی  رفته و در آینده با بحران کادر مدیریتی و کادر کارمندی   مواجه گردد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *